چقدر الکی الکی همه چیز گذشتمن هنوز احمقانه منتظرم تا زندگیام شروع شود اما گویا شروع نشده دارد تمام میشود!سی را رد کردم،بیکارم، موهایم ریخته،امید چندانی به تشکیل خانواده ندارم،و از همه مهمتر پدرم را هم دیگر ندارم... خدا نعمت کم هم بهم نداده، هرچند منم مشکلات مالی دارم اما به نسبت متوسط مردم که این روزها واقعا انگ اجاره منزل و تهیه خورد و خوراک هستند وضعم بهتر است، استقلال دارم، کتاب دارم، فیلم دارم، کمی آشپزی یاد گرفتهام...اما ذهن پویای گذشته را ندارمیادگیری برایم سخت است. تمرکز از آن سخت تر!ه
برچسب:
نویسنده: کیانوش رستمیان
تاريخ: يکشنبه
11 مرداد
1405 ساعت: 15:02